تبليغاتX
پلي تكنيكي ساوجي
میرحسین موسوی

سلام

جمعه بازم یه دربی دیگه هستش! دربی شست و ششم! خوب دربی خیلی هیجان انگیزه. لااقل برای من که خیلی! حتی الان که دارم ازش می نویسم هم هیجان دارم!

نتیجه دربی رو هیچ جوره نمی شه حدس زد. یعنی کلا فوتبال ورزش غیر قابل پیش بینیه اما حساب دربی جداست. این بای یکم خاص شده چون در عرض کم تر از یک هفته مربی پرسپولیس عوض شده و شاید این اقدام مدیران پرسپولیس در نگاه اول خیلی غیر حرفه ای باشه! اما شاید یه فایده این کار تزریق انگیزه و هیجان به بازیکنان پرسپولیس باشه!

این دربی یه جورای دیگه هم خاصه و اون داور ایرانی دربیه! بعد از سالها که داوران خارجی این بازی رو سوت می زدند این بار قضاوت دربی به محسن ترکی داده شده! عکس العمل تماشاگرا و بازیکنا بعد از صحنه های مشکوک داوری دربی خیلی حساس و جالب می تونه باشه! ترکی فردا باید از حیثیت داوری ایرانی دفاع کنه! یعنی می تونه؟؟ البته من کلا با داور ایرانی موافق ترم، چون بعد سوتیاش فرار نمی کنه از ایران بره!!!

این بازی برا پرسپولیسا خیلی مهم تر می تونه باشه، چون تقریبا آخرین شانسشونه تا بتونن برای قهرمانی بجنگن! اگه دربی رو قرمزها ببرن شانسشون برای قهرمانی افزایش پیدا می کنه و در غیر این صورت باید تقریبا بی خیال جام بشن.

من کلا به دربی فردا خوش بینم و حدسم برد پرسپولیه! دلیل هم براش ندارم. همین طوری به دلم افتاده! نظر شما راجه به نتیجه فردا چیه؟

پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387 2:23 قبل از ظهر

در ادامه بحث گذشته من يه مطلب تو سايت روزنامه دنياي فوتبال ديدم كه بد نديدم كه شما هم ببينيد. البته من با خيلي از بخش هاي اين متن موافقم و بخشي از حرف من هم، از اول همين بوده!!

فردوسی پور برنامه اش را در حد اصرار به یک اشتباه داور محدود می کند و ورزشگاه اصفهان نیمه کاره می ماند ، فردوسی پور از بیینندگان میلیونی خود ذوق می کند و کسی به نتیجه انتقال تیمها  از تهران به شهرستان و تبعات مثبت یا منفی آن کار ندارد .تمام روزنامه ها یک هفته تمام از 90 طرفداری می کنند ولی کسی از پروژهای ناتمام سازمان ورزش حرفی نمی زند .. و قطر نامزد میزبانی جام جهانی می شود...

شاید عادل و دوستانش توان استفاده از برنامه 90  را در پیشبرد اهداف کلان ، ندارند درست است که حاشیه فوتبال جذاب است و به جذب مخاطب کمک می کند ولی اکنون مخاطبان و دیدگاه آنها نسبت به فوتبال و مسائل مربوط به فوتبال تا 10 سال پیش بسیار تغییر کرده است اکنون مخاطب فوتبال  فراتر از یک خطای پنالتی فکر می کند او به رشد فوتبال نیز علاقمند است او روی  تعداد پروژه های ورزشی انجام شده حساس شده  است و مراحل تکمیل آن را پیگیری می کند و دنبال جواب می گردد ولی برنامه 90 از 10 سال پیش تا به امروز به اندازه تفکر مخاطب ما رشد نداشته  است و این برای 90 امتیاز منفی حساب می شود البته لازم به ذکر است که برنامه 90  د رچند مورد بسیار عالی عمل کرده است ولی در بین این چند سال نمایش برنامه، کم بوده اند .فردوسی پور  در رشد افکار عمومی در جهت بحثهای پایه ای فوتبال خوب عمل نکرده است ولی به عنوان مثال  میتوان گفت دانش داوری را دربین مخاطبان بالا برده است و این یکی از ویژگیهای مثبت برنامه اش بوده  است.

به عقیده نگارنده فردوسی پور باید در ادامه برنامه اش از مشاوران قوی استفاده کند.

فردوسی پور از اینکه افراد دیگری را خارج از کادر فعلی در تهیه برنامه اش شرکت دهد نباید هراسی داشته باشد  چون هر چه که به کیفیت برنامه اش افزوده شود به نفع خودش است .تغییر دکوراسیون و انجام مسابقات sms  مختلف راه پیشرفت این برنامه نیست . او و صدا و سیما فکر می کنند سازمان ورزش را به چالش کشیده اند ولی این چالش در سطح برنامه بازیهای لیگ برتر و انتخاب داوری مانده است نگارنده سطور به شدت اعتقاد دارد ایده های عادل فردوسی پور برای رشد برنامه  90 تمام  شده است یا لااقل کارایی ندارد  او نیاز مبرم به ایده هایی در خارج از کادر فعلی 90  و دوستانش دارد.

اگر ترس عادل فردوسی پور از اول نبودن باشد باید فاتحه برنامه اش را خواند و سازمان ورزش هم هیچ نیازی به جنگ رسانه ای برای مصادره برنامه اش ، با او نخواهند داشت .شاید به قول معروف عدو شود سبب خیر و این اختلاف سازمان با برنامه 90 باعث شد تا افکار رسانه ای و عمومی به این برنامه و مختصات آن دقیق تر نگاه کنند و ضعفها و توانمندیهایش بیشتر به نقد کشیده شو د عادل فردوسی پور باید به اول نبودن هم عادت کند او باید به این فکر کند که برنامه اش اول باشد نه خودش ....ترس عادل از این موضوع به ضرر خودش تمام خواهد شد.

منبع : سايت دنياي فوتبال

شنبه دوازدهم بهمن 1387 4:59 قبل از ظهر

سلام

تو اين دو هفته قبل، سورژه اصلي همه روزنامه هاي ورزشي و خبرگزاري ها و همه جا برنامه 90 بود. البته همه از برنامه 90 و عادل فردوسي پور حمايت و تعريف مي كردند. البته فكر كنم علتش اين بود كه مخاطب عادل، علي آبادي و سازمان تربيت بدني بود و شايد اين باعث شد كه انتقادات از عادل و 90 در حاشيه قرار بگيره! اما من مي خواستم نظر خودم رو راجع به 90 بگم. من مي خواستم بگم كه جديدا از عادل فردوسي پور متنفر شدم. آره من بدم مياد ازش! البته من نمي گم كه اين برنامه تعطيل بشه! اصلا...! چون به نظرم اين تنها برنامه انتقادي تلويزيون ايرانه و بايد به كارش ادامه بده!! اما به نظر من عادل بايد خوشو اصلاح كنه! نبايد از قدرتي كه مردم بهش دادن سوءاستفاده كنه!!

زماني كه يه برنامه اينقدر بيننده داره، خوب مسلمه كه تهيه كننده اين برنامه چه قدرتي نصيبش ميشه! تازه اين برنامه يه مجري توانا داره و هدفش هم نقده! اما به نظر من، عادل تو اين يكي دو سال اخير، بيشتر از اينكه به فوتبال كمك كنه به حاشيه فوتبال كمك كرده و به فوتبال ضربه زده! به نظر من عادل الان داراي چنان قدرتي هست كه مي تونه سرنوشت ليگ ما رو عوض كنه! و اين قدرت اگه ازش خوب استفاده نشه همين نتيجه رو ميده كه الان داريم.

عادل به نظر من بر خلاف اسمش عادل رفتار نمي كنه! عادل تنها كسايي رو زير سوال مي بره و ازشون انتقاد مي كنه كه خودش ازشون خوشش نياد و يا قدرت انتقاد ازشون رو داشته باشه! نمونه بارزش امير قلعه نوييه! بعد از اون انتقادي كه بعد از جام ملتها داشت و پيامد خوبي براش نداشت! امسال اصلا جرات نزديك شدن به اون رو به خودش راه نميده! اما در عوش آدم هاي بي لابي و مظلومي چون قطبي و جلالي و ...

من از عادل فردوسي پور متنفرم چون:

1) مهم ترين دليل رفتن امپراطور، حاشيه هاييه كه فردوسي پور درست كرد.

2) تو رفتن دي كارمو و هو كردن يه جوون 20 ساله تو ورزشگاه مقصر اصلي بود! اصلا بقيه خارجي هاي ليگ ما سالي 100 تا گل مي زنن؟

3) پارسال هميشه تلاش كرد تا رابطه استيلي و قطبي رو بيشتر به هم بزنه!!! اما نشد..!

4) بيشتر از اينكه انتقاد سازنده بكنه، به فوتبال ما حاشيه تزريق مي كنه!

5) راي خودشو به بيننده تحميل مي كنه!

6) جرات انتقاد از بعضي هارو نداره!

7) اصلا عادل نيست! قرارداد قطبي رو پيرهن عثمان كرد! در حاليكه امير قلعه نويي امثال 550 ميليون از استقلال گرفته و حاجي مايلي 450 ميليون، اما جرات داره بپرسه چرا؟؟؟

پنجشنبه دهم بهمن 1387 7:34 قبل از ظهر
جان نگودي، مهاجم كامروني تيم فوتبال ابومسلم در جريان مسابقه مرتكب يك حركت ضد اخلاقي شد.
اين مهاجم در دقيقه 20 مسابقه از شاهين حاج بابايي داور مسابقه درخواست مي كند به بيرون از ميدان برود. داور هم به تصور اينكه دچار مصدوميت است، به او اجازه مي‌دهد از ميدان خارج شود.
نگودي پس از خروج از ميدان به پشت نيمكت تيمش مي رود و در آنجا در حضور تماشاگران ادرار مي كند و سپس بدون هيچ دغدغه اي، به ميدان باز مي گردد.
اين حركت ضد اخلاقي مهاجم افريقايي موجب حيرت تماشاگران و حاضران در ورزشگاه شد.

پ.ن: تو رو خدا ببینید بازیکنای خارجی لیگ ما رو!

منبع: سایت خبرگزاری فارس
چهارشنبه سیزدهم آذر 1387 8:17 بعد از ظهر
 آيا ما شكست خورديم؟ بلاژويچ دوست‌داشتني، دنيزلي زيبا و حالا افشين قطبي. احساس اين روزها چقدر شبيه آن بعدازظهر تلخ بازي با ايرلند است. شبيه آن شب لعنتي بازي پرسپوليس- سپاهان. لحظه‌هايي كه احساس مي‌كرديم همه‌چيز چقدر راحت مي‌تواند از دست برود اما... نه! ما شكست نخورديم. افشين قطبي باور ماست. درست مثل چيرو، مثل دنيزلي. باورها هرگز از بين نمی روند

بگذاريد داستان را عقب‌تر ببريم. سرگذاشت قهرمان قصه آنقدر شيرين است كه تكرار چندين و چند باره‌اش هنوز هم دلپذير باشد. مسافر تازه‌وارد هتل لاله روي يكي از صندلي‌هاي لابي نشسته بود و با لبخندي كه ديگر انگار جزو جداناپذيري از سيمايش بود، صورتي كه موهاي سياهش هنوز آنقدر جوگندمي نشده بود كه پدر را بعد از سال‌ها دوري بهت‌زده كند، به سوال‌ها جواب مي‌داد: «زندگي من پر از روزهاي سخت بوده. يادم هست روز اولي كه كارم را شروع كردم باران مي‌باريد، باران خيلي سختي مي‌باريد. مدير مدرسه فوتبال گفت: قطبي! امروز را صرف‌نظر كن، فكر نمي‌كنم كسي بيايد اما من دفترم را برداشتم و رفتم وسط زمين، زير باران ايستاده بودم. چند دقيقه گذشت، يك نفر آمد. پرسيد: امروز كار مي‌كنيم؟ گفتم:‌ چرا كه نه. داستان من و فوتبال از همان روز سخت شروع شد و به اينجا رسيد.»
 
«با خودت چه كار كردي افشين؟! باور نمي‌كنم اين موها در همين چند ماه آنقدر سفيد شده باشد. چمدان‌هايت را جمع كن ما بايد برويم» پسر اما براي اولين بار خواهش پدر را عملي نكرد. خواهش پدر كه بعد از تمام اين سال‌ها براي ديدن موقعيت او به ايران آمده بود. پدر 74 ساله‌اي كه بعد از ديدن تكه‌هاي خورد شده كامپيوتر پسرش اشك ريخته بود اما حتي اين اشك‌ها هم نتوانسته بود چيزي را تغيير بدهد: «گفتم پدر، من به همه آنهايي كه آن روز در ورزشگاه ديدي، به همه آنهايي كه هر روز در خيابان ديدي، قول دادم اين تيم را قهرمان كنم. از من نخواه كه همه‌چيز را نيمه‌كاره بگذارم و بيايم. خودت كه مي‌داني من هيچ‌وقت پسر بدقولي نبودم.»
قهرمان قصه ياد گرفته بود كه تنها باشد. او ديگر خيلي خوب مي‌دانست كه اينجا قواعد بازي با همه ‌جا فرق مي‌كند. پسر هميشه آرام، اينجا بايد لا‌به‌لاي تمام اتفاقات ريز و درشت تلخي كه برايش تدارك ديده مي‌شد، آن«آرامش» هميشگي را حفظ مي‌كرد: «پدرم مي‌گفت تنها چيزي كه قيمت ندارد، محبت است، مي‌گفت وقتي مي‌تواني به اين راحتي به همه عشق بدهي، چرا آن را دريغ مي‌كني؟ در اين روزها واكنش‌هاي بد زيادي ديدم اما ياد گرفته بودم، قلبي بزرگ است كه بدي‌ها را مي‌بخشد.» بله؛ ايفاگر نقش اصلي نمايش بخشنده بود. به‌خاطر همين هم بود كه درست چند ساعت قبل از داربي فصل قبل، وقتي آخرين نقشه‌ها براي كنار گذاشتنش مرور مي‌شد، وقتي شيطنت‌هاي گروه‌هاي شناخته شده لابه لاي صفحات چرك روزنامه‌ها به اوج مي‌رسيد، وقتي ستاره ياغي تيم بعد از شيطنت‌هاي چندين و چندباره، تنها يك لبخند هديه مي‌گرفت- همان كسي كه بعد از استعفاي ناگهاني در جريان تمرين روز بعد به هم‌تيمي‌ها تبريك مي‌گفت- و وقتي روزهاي سخت و طاقت‌فرسا يكي بعد ازديگري براي به زانو در آمدن او بسيج شده بودند باز هم نتوانستند چيزي را تغيير بدهند. اصلا قرار نبود چيزي تغيير كند.
 
افشين قطبي رفت. او اين بار استعفا داد و رفت. آيا او تسليم شد؟ پاسخ دادن به اين سوال چه اهميتي مي‌تواند داشته باشد. قهرمان داستان در سكانس آخر، درست در لحظاتي كه زمان زيادي تا پايان نمايش باقي نمانده بود شمشير را زمين گذاشت و رفت. «در بعضي جنگ‌ها تو هيچ وقت نمي‌تواني برنده باشي» بعضي‌ جنگ‌ها آنقدر «كثيف» هستند كه حتي لبه تيز شمشير باورهاي تو هم نمي‌تواند رقم زننده اتفاق خاصي باشد. اما مهم اينجاست كه در سكانس آخر همه‌چيز با دستان خود او تمام شد.
او رفت تا اين بار رفتنش آن اتفاق بزرگ باشد.

منبع: دنیای فوتبال
شنبه دوم آذر 1387 11:56 بعد از ظهر


ما ایرانیا انسانهای واقعا بی انصافی هستیم!!!
علت این حرفم مربوط به قضیه دوکارمو میشه! یک جوون 21-20 ساله برزیلی وارد ایران میشه! اصلا گیرم که این بازیکن بازیکن خیلی بیخودی باشه! انصافا که از نیستلروی کمتره! نیستلروی آقای گل انگلیس وقتی به رئال رفت تا چند بازی اصلا گل نزد یا کم گل زد! اما بعد که با شرایط کنار اومد شروع کرد به گل زدن. نمونه دیگه کریس رونالدو. وقتی جوون بود و جایگزین بکام شد یادتونه! بازی های اول یادمه همین آقای فردوسی پور (که خیلی ادعای فوتبال و کارشناسیش میشه !!) بازی رونالدو رو مسخره می کرد و میگفت این بازیکن مغز نداره! اما این طفلک برزیلی بعد از 2-3 بازی همه روزنامه ها شروع میکنن علیهش حرف زدن! تماشاگران فهیم ایرانی این جوون رو تو ورزشگاه هو می کنن! اصلا مگه یادتون نیست که همین محسن آقای گل تو نزدیک 10 بازی تو وسط فصل اصلا گل نمی زد. دوکارمو برای اولین بار از کشورش خارج شده... تو یه کشور دیگه... یه فرهنگ دیگه میخاد بازی کنه!
به نظر من که بازیکن خوبی بود. خیلی خوب جاگیری می کرد. خوب فرار می کرد... اونایی که قبول ندارن یک بار دیگه بازی با سپاهان رو نگاه کنن و به جاگیری دوکارمو دقت کنن!
اما حرف من اینه که اگر هم بازیکن بدی بود این روش برخورد با یک بازیکن نبود! ما نشون دادیم که اصلا بلد نیستیم حرفه ای باشیم... اینا فقط حرف مفته! ما اصلا فرهنگ برخورد با یه تازه وارد رو هم نداریم! ما فقط ادعای مهمون نوازی رو داریم! اصلا باید در همچین فوتبالی رو گل گرفت! اصلا دیگه حالم داره از فوتبال ایرانی به هم میخوره!!!!
چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387 2:46 قبل از ظهر
 رابطه افشين قطبي و كريم باقري اصلا شباهتي به رابطه مربي - بازيكن ندارد، اين ارتباط حتي فراتر از يك دوستي ساده و بي‌تكلف است. آنها همانند دو برادر با هم رفتار مي‌كنند، افشين همانند برادر بزرگتر از ديسيپلين و شخصيت خاص خودش استفاده مي‌كند و كريم مثل برادر كوچكتر سعي مي‌كند مطيع و همراز برادر بزرگتر باشد. چنين رفتاري را مي‌توان به رابطه الكس فرگوسن و روي كين و حتي اريك كانتونا نزديك كرد، رابطه‌اي كه در آن سرمربي خودش را در ميدان مسابقه مي‌ديد و شك نداشت كه برادر كوچكتر هر آنچه در ذهنش مي‌گذرد را در زمين پياده مي‌كند.
 افشين قطبي از همان روزهاي اول خودش را در كريم باقري ديد و براي همين گفت:«اگر تيمم يازده بازيكن مثل كريم داشته باشد هيچ مشكلي ندارم.» ليگ هشتم براي پرسپوليس با همين رابطه آغاز شد و در اين ميان نقش كريم باقري پررنگ‌تر از هر بازيكن و مربي ديگري در اين تيم است. كريم بازيكن ويژه‌اي در ميان قرمزپوشان است، بازيكني كه خيلي كم حرف مي‌زند، احترام ساير بازيكنان را برمي‌انگيزد، از قدرت كاريزماي بسيار خوبي در زمين برخوردار است، تعصب خاصي در بازي‌اش ديده مي‌شود و در ميان هواداران هم از جايگاه بسيار خوبي برخوردار است دقيقا مثل كانتونا يا حتي روي‌كين. افشين قطبي روي همين نكته‌ها انگشت گذاشته و فراتر از ماركو، كماسي، عابدزاده و پيرواني فقط و فقط به كريم اعتماد مي‌كند و دقايق بسياري را در تمرين به صحبت با او مي‌گذراند. خبرنگاران هميشه حاضر در تمرينات پرسپوليس متفق‌القول ادعا دارند پس از پايان تمرين هنگام سرد كردن بدن بازيكنان، قطبي و كريم به گوشه‌اي از زمين مي‌روند كه دور از چشم و گوش خبرنگاران است و در آنجا دقايق بسياري را به صحبت با هم مي‌گذرانند كه ميزان صحبت‌هاي قطبي تقريبا دو برابر كريم است. باقري بيشتر گوش مي‌كند و به تاييد سرش را تكان مي‌دهد و افشين درباره اتفاقات روزمره و مسائل تيمي با كاپيتان تيمش حرف مي‌زند و نظرش را مي‌خواهد.
 اگر مي‌خواهيد بدانيد افشين قطبي در ميدان مسابقه چگونه رفتار مي‌كند و با چه استيلي در زمين راه مي‌رود، مي‌توانيد به بازي كريم باقري دقت كنيد، كاپيتاني كه نقش مربي را در ميدان مسابقه برعهده دارد.

منبع : سایت دنیای فوتبال
شنبه ششم مهر 1387 9:10 بعد از ظهر
 افشين قطبي روز دوم مهر سال 1387 را با اين جمله آغاز مي‌كند: «كاري كه شما روزنامه‌نگاران با پرسپوليس مي‌كنيد، حيوان با حيوان نمي‌كند! چند ساعت بعد افشين قطبي جمله‌ ديگري را درباره روزنامه‌نگاران مي‌گويد به اين مضمون كه خبرنگاران شريف پلي هستند بين فوتبال و مردم. فكر مي‌كنيد براي روزنامه‌نگاران كدام جمله براي تيتر شدن، وسوسه‌برانگيزتر است؟ سرچ سردستي مطبوعات روز سوم مهر، ما را با جوابي روشن‌تر از روز مواجه مي‌كند. برخي از روزنامه‌نگاران در برابر دو جمله‌اي كه ارائه‌دهنده‌ دو نظريه متفاوت درباره شغل‌شان است، گزينه اول را انتخاب كرده‌اند.
 بين دو گزينه‌ حيوان و شريف ، اولي تيتر مي‌شود و بعد همان‌ها كه تيتر زده‌اند، در مذمت افشين قطبي و مدح فرهنگ اصيل ايراني مي‌نويسند. پاسداران و محافظان اخلاق و ادب، حالا از زيرسوال بردن شخصيت باشگاه پرسپوليس توسط افشين قطبي مي‌نويسند و احتمالا نمي‌خواهند نگاهي به پشت سر بيندازند و خروجي‌هاي مهم و سرشناس باشگاه را كه همه تحت تعليم فرهنگ اصيل ايراني بودند را تماشا كنند. علي پروين، محمد مايلي‌كهن، علي انصاريان و... تنها مشتي نمونه خروار هستند از نتيجه پرورش در محيطي كه امروز كلمات «ديوانه» و «حيوان» افشين قطبي آن را مخدوش مي‌كند و زير سوال مي‌برد. كار بيهوده‌اي است كه بخواهيم پاي دو فرهنگ متفاوت را به ميان بكشيم اما به گزينه‌اي كه پيش رويمان گذاشته‌اند، چيزي اضافه مي‌كنيم. بله؛ افشين قطبي گستاخ و بي‌ادب و بي‌فرهنگ است و دليل همه اينها برمي‌گردد به فرهنگي كه در آن رشد كرده، اما فرهنگي كه ما مدافعش هستيم چه محصولاتي داشته و دارد؟
 واقعا يعني حافظه‌مان آنقدر ضعيف است كه نمي‌توانيم شاهكارهاي همين هفته پيش يكي از محصولات فرهنگي و بومي خودمان را به ياد بياوريم؟ آقاي محمد مايلي‌كهن كه دربست در محيط امن و ايمن و آباد و فرهنگي و سرسبز ما پرورش يافته، هفته پيش از چه سخن گفت و شد تيتر يك همين نشريات و روزنامه‌هايي كه وجدان دارند و شريف هم هستند؟ آن‌وقت ما هنوز به فرهنگمان مفتخر هستيم كه پرده‌در نيست و يك غريبه، يك غيرايراني، يك ايراني بزرگ شده در آمريكا، آمده و زده خرابش كرده و از بين بردتش؟ اين فرهنگ عزيز ملي و بومي ما گاهي آنچنان قوي و فولادي است كه حرف‌هاي آقاي مايلي‌كهن و فحش‌هاي 18+ آقاي علي پروين از بين نمي‌بردش و گاه آنچنان سست و بي‌بنياد و ضعيف است كه «ديوانه» و «حيوان» افشين قطبي درب و داغانش مي‌كند، آنقدر كه خودمان را موظف به دفاع از فرهنگ هفت هزار ساله‌اي مي‌دانيم كه فقط متعلق به ماست و نه هيچ غريبه و در فرنگ بزرگ شده‌اي. سعي مي‌كنيم از باتلاقي كه به اسم فرهنگ درست كرديم تا ديگران را طعمه‌اش كنيم، بيرون بياييم و يك سوال ديگر مطرح كنيم. افشين قطبي خطاب به خبرنگاران گفته: مگر شما حيوانيد؟ و روزنامه‌نگاران شريف و با وجدان دوست دارند اين جمله را جور ديگري تيتر كنند: روزنامه‌نگاران حيوانند! جمله پرسشي خيلي راحت تبديل مي‌شود به قطعيت يك جمله خبري و اين ترفند عزيز ژورناليستي، به ماهيت و هويت خودش هم رحم نمي‌كند؛ گويي بومرنگي است كه براي زدن طرف مقابل پرتاب مي‌شود اما مي‌چرخد و برمي‌گردد و صاف مي‌خورد روي نقطه‌ حساس فرهنگ اصيل و شرافت روزنامه‌نگاري و وجدان هميشه بيدارش. اين روزها همه نگران از دست رفتن شرافت و خدشه‌دار شدن مرزهاي اخلاقي هستند. افشين قطبي به خاطر كلماتي نظير ديوانه و حيوان به صلابه قدرتمند فرهنگ پاكيزه ما كشيده مي‌شود و سريال بزنگاه به‌خاطر استفاده از كلمات و جملات ركيكي نظير زر نزن، مرتيكه مزاحم، چه مرگته مورد شماتت و توبيخ قرار مي‌گيرد و آدم مي‌ماند كه واقعا اين محافظان شريف اخلاق و فرهنگ در كجا زندگي مي‌كنند؟ از خانه‌شان بيرون مي‌آيند؟ در كوچه و خيابان راه مي‌روند؟ يعني ما آنقدر پاستوريزه و تميز و ايزوله هستيم كه ديوانه و مرتيكه مزاحم، مريض و بيمارمان مي‌كند يا نه وقتي داريم از آداب گفتاري مردمي حرف مي‌زنيم كه ملهم از فرهنگ غني كشورشان هستند، رسما دروغ مي‌گوييم و تنها به ضربه زدن به رقيبمان فكر مي‌كنيم و خب چه سلاحي كاري‌تر از فرهنگ غني يك كشور كه لابد مردمش در كوچه و خيابان و پشت فرمان ماشين‌هايشان براي هم شعر سعدي و مولانا مي‌خوانند و ادبياتشان آميخته با تاريخ بيهقي است و يكديگر را شما خطاب مي‌كنند و با كلمات ركيكي نظير حيوان و ديوانه بيگانه هستند و براي همين بايد سفت و سخت مواظبشان بود كه مبادا غريبه‌اي فاسد و خرابشان بكند.
 روز دوم مهر سال 1387 آقاي محمد مايلي‌كهن به حكم دادگاه يك سال از مصاحبه كردن منع مي‌شود و لابد طيف وسيعي از روزنامه‌نگاران را داغدار و نگران و پريشان مي‌كند. رسانه‌ها حالا ترجيح مي‌دهند افشين قطبي را در قابي قرار بدهند كه بتوانند مايلي‌كهن ديگري داشته باشند تا چيزي از جذابيت‌هاي روي جلدشان كم نشود. اشكالي ندارد كه مثل مش‌حسن در ديكته درست ادعاها و شعارهايشان مانده‌اند اما اي كاش لااقل صداقت او را داشتند و از نوشتن درباره افشين قطبي به دليل نداشتن ارق ملي و فرحنگ پاكيظه ملي دست مي‌كشيدند؛ اگر كه وجدان دارند، اگر كه غيرت دارند، اگر كه به شعارهايشان باور دارند.

منبع : سایت دنیای فوتبال
پنجشنبه چهارم مهر 1387 7:16 قبل از ظهر


علی رغم اینکه نباید کناره گیری یک داور بین المللی از جام جهانی برای مردم یک کشور خوشحا کننده باشه! اما کناره گیری مسعود مرادی خیلی ها و بخصوص پرسپولیسی ها رو خوشحال کرد. دیگه می تونن با خیال راخت بازی های تیمشون رو ببینی و می دونن که اگه داور هم اشتباه کرد اولا اسم بین اامللی روش نیست و ثانیا طرف حاضره اشتباه خودشو قبول کنه و ثالثا...
مرادی تو اکثر ازی های پرسپولیس که داور بوده بازی رو خراب کرده و یک اشتباه مهلک داشته و جالبه که همیشه هم قیافه حق به جانب می گیره و میگه که کارش درست بوده و بعد از یکی دوسال که همه یادشون رفت تازه یادش می افته که اشتباه کرده (مثل صحنه پنالتی دقیقه 118 فینال جام حذفی پرسپولیس-سپاهان)
نمی تونم بگم که این داوری ها از غرض بوده یعنی امیدوارم که اینطور نبوده باشه!
یکشنبه سی و یکم شهریور 1387 2:37 قبل از ظهر
استقلال هم بالاخره برد و از قعر جدول جدا شد! به استقلالی ها تبریک می گم!  حالا اینطوری دربی می چسبه! نمی گن تیم قعر جدولی رو بردین! اما انصافا اگه صد دفعه دیگه استقلال با استقلال اهواز بازی کنه عمرا بازی رو با این نتیجه ببره! نه مهاجم های استقلال اینهمه گل زن هستند و نه دفاع استقلال اهواز این همه شوت!
یکشنبه سی و یکم شهریور 1387 2:8 قبل از ظهر


تقصير ماست. تقصير اين تماشاچي‌هاي مرفه است كه BMW و سانتافه و شورولت‌هاي كروكشان را مقابل در ورزشگاه پارك مي‌كنند و مي‌آيند درون VIPهاي صد هزار نفري مي‌نشينند و آن وقت جا براي پارك اتوبوس مدل 1960 بازيكنان نيست
كاكتوس را بياوريد لطفا. مي‌خواهيم هديه بدهيم به اين جماعت ندار و فقير و بدبخت كه لاي انگشتانشان كپك زد از بس آب باران كف خيابان ول شد توي كفش‌هاي سوراخ‌ سوراخ نكبتي‌شان. اعتراض دارند ديگر. بگذارند اعتراض‌شان را بكنند. جمع شده‌اند تا بگويند؛ «بابا اين چه وضع مديريت مالي باشگاه‌ است؟» همه‌شان گرسنه مانده‌ا
ند! قصه فقط قصه استقلالي‌ها و اعتراض به پرداخت نشدن درست و حسابي پول قراردادها نيست. بازيكنان همه باشگاه‌ها تا چند روز ديركرد دريافت مطالباتشان را شاهد باشند به گدايي مي‌افتند. خب ندارند عزيز من، ندارند ديگر. من خودم ستاره‌اي را ديدم كه از بس پولش را نگرفته بود، زنش طلاقش داد و رفت شوهر كرد! آشيانه خانواده در چند روز پكيد. (دارق... بامب) چه كسي مي‌خواهد جواب اينها را بدهد؟ چقدر اين طفلكي‌ها بايد نان و آب ببندند به نافشان و گرسنگي بكشند؟
آخر تا كي اين جماعت زجركش
يده و مردمي بايد مثل ساندويچ تخم‌مرغ بچپند لاي مردم كوچه بازار و هل بخورند توي اتوبوس و بيايند سر تمرين؟ با اين شرايط توقع داريد جانشان را براي تيم بگذارند كف دستشان. هرچند مي‌گذارند ولي ما چشم نداريم. كور هستيم، لال هستيم، كه هستيم، خفه مطلق هستيم، فقط انتظار داريم و ديگر فكر نمي‌كنيم اين ننه خدا بيامرزي‌ها هم زندگي دارند و بايد زندگي كنند.
تقصير ماست. تقصير اين تماشاچي‌هاي مرفه است كه BMW و سانتافه و شورولت‌هاي كروكشان را مق
ابل در ورزشگاه پارك مي‌كنند و مي‌آيند درون VIPهاي صد هزار نفري مي‌نشينند و آن وقت جا براي پارك اتوبوس مدل 1960 بازيكنان نيست. مجبور مي‌شوند پاپتي يا با دمپايي‌هاي وصله خورده بيايند درون زمين و تازه آنجا فحش هم بخورند. نه! اين رنج را نمي‌شود تحمل كرد! آخر چرا پول آنها را نمي‌دهيد؟ نمي‌دانيد بچه‌شان سرما خورده و آنها دو ريال پول استامينفون كدئين را هم ندارند تا بريزند توي حلق بچه‌ كه حداقل ونگ نزند و چند ساعتي كپه مرگشان را بگذارند تا شما جماعت سوسول بنشينيد پاي تماشاي فوتبال بازي كردن اينها؟ جوراب‌هايشان بوي «نا» مي‌دهد از بس فرش زيرپايشان پوسيده و آب گند مستراح از زير اتاقي كه هم پذيرايي است و هم خواب، زده بالا و همه‌جا را رطوبت برداشته است!
عزيزم، گلكم. اين بازيكنان چنين زجري مي‌كشند و تو راحت و بي‌خيال بليت دوسره جزاير مارماريس را توي جيبت گذاشته‌اي و داري به روياهاي سواحل و مايوهاي رنگي فكر مي‌كني. نه، اين حقشان نيست. پولشان را بدهيد. وضع مالي‌شان را درست كنيد. يك ج
اي عدالت مي‌لنگد تا وقتي نمايشگران صحنه فوتبال من و تو و ما مجبورند بعد هر مسابقه بروند خانه اين و آن و با مدرك ليسانس راه‌پله راهروهاي خلق‌الله را بسابند و بشورند. نه عزيز، نه گلم. آنها شايسته شكم‌هاي برآمده و آماسيده مدل كودكان اتيوپي نيستند. چقدر ظلم؟ چقدر رنج ممتد؟ يكي حق آنها را از مردم بگيرد. مرديم از بس مردند و كفن نداشتند و لاي پتوي كهنه ننه بزرگ پيچانديمشان و خاكشان كرديم. مرديم از بس مردند.

منبع: سايت دنياي فوتبال




یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387 10:47 بعد از ظهر
آقاي مرادي! شما يا كور تشريف داريد و يا دشمن پرسپوليس هستين!

شنبه بیست و سوم شهریور 1387 4:39 بعد از ظهر
Designed By Ahmadreza ghaffari Pablished By TER3FAZ™