تبليغاتX
پلي تكنيكي ساوجي
میرحسین موسوی

- یعنی تو از دخترداییت کمتری؟؟ اون پارسال دانشگاه قبول شد! الان تمام خواستگاراش دکتر و مهندسن!

- بچه های برادرم، همشون دانشگاه های عالی و رشته های خوب قبول شدن! یکی شون مهندسی جغرافی دانشگاه آزاد یزد قبول شده و اون یکی زیست شناسی دانشگاه میبد!!

- دخترم 2-3 سال دیگه برا خودش خانوم مهندس میشه!!

- بچم 3 ماهه از اتاقش بیرون نیومده! داره برا کنکور درس میخونه! می خواد دانشگاه دولتی قبول بشه!

- من پارسال دانشگاه قبول نشدم، اگه امسال هم قبول نشم، بدبخت میشم!!

- من باید امسال دانشگاه قبول بشم! حالا هر جا شد، مهم نیست!!

- زشت نیست بیان خواستگاریت، بپرسن خانوم مدرکشون چیه؟ بگیم دیپلمست!!؟؟

جملات بالا و جملات مشابه رو حتما شنیدین! تو مکالمات روزمره ما ایرانیا و بخصوص خونواده هایی که بچه های جوون دارن، این جملات زیاد به کار میره! همشون یه موضوع مشترک دارن و اون قبول شدن تو دانشگاهه! اما واقعا سوال من اینه که این همه تلاش و تقلا برای قبول تو دانشگاه برای چیه؟؟ چرا همه جوونای ایرانی تمام فکر و ذکرشون فقط و فقط قبول شدن تو دانشگاهه!! آیا واقعا می دونن اون تو واقعا چه خبره و اصلا آیا واقعا سعادت و خوشبختی فقط در گرو قبولی تو دانشگاهه؟؟

البته من قبول دارم که دانشگاه رفتن سطح فرهنگ آدم رو بالا می بره! طرز فکر آدم ها رو ارتقا می ده و ... اما آیا تنها راه سعادت از دانشگاه عبور می کنه؟؟

البته جوونا خیلی مقصر نیستن! من خودم هم قبل از قبولی در دانشگاه هم می خواستم دانشگاه قبول بشم بدون اینکه دلیل خوبی برای این کار خودم داشته باشم. بدون اینکه بدونم تو دانشگاه چه خبره و چه فرقایی با دبیرستان داره و اصلا تو هر رشته چی درس می دن و کدوم رشته به درد من می خوره و...

به نظرم ریشه این مسائل رو باید تو رسانه ها و آموزش و پرورش و وضعیت بد اقتصادی و اجتماعی  ایران و... جستجو کرد. باید به مردم گفت که میشه بدون مدرک دانشگاهیی هم میشه خوشبخت شد و فشار الکی آوردن به جوونا می تونه چه خطراتی برای اونا داشته باشه و سخت گیری های داخل بعضی از دانشگاه ها می تونه چطوری جوون ناآماده که زوری اومده دانشگاه، رو از زندگی هم بیزار بکنه!

پ.ن1: بعضی از این جملات رو (بخصوص جمله دوم) رو خودم به گوش خودم شنیدم!

پ.ن2: دانشگاه امیرکبیر و استادای دیوونش، با من مشتاق درس کاری کرده که الان حوصله کلاس رفتن و درس خوندن ندارم!

پ.ن3: من یه بار گفتم : "من تو این دو سال زندگی در دانشگاه به اندازه باقی عمرم، چیز یاد گرفتم" هر چی میگذره، بیشتر به این جمله می رسم!

پ.ن4: چند وقته که میخاستم این جارو آپ کنم، اما حوصلم نمی شد! امروزم سر یه قرار با یه دوستم قرار شد که هر دومون یه مطلب راجع به دانشگاه رفتن بنویسیم! ممنونم دوست خوبم!!!

پ.ن5: به هر کی که میخاد انتخاب کنه شدیدا توصیه می کنم که امیرکبیر نیاد و اگر هم اومد ارشد دیگه از اینجا بره! به خدا دیوونه میشی اینجا! از ما گفتن بود...!

یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388 5:30 بعد از ظهر
Designed By Ahmadreza ghaffari Pablished By TER3FAZ™