سلام
جمعه بازم یه دربی دیگه هستش! دربی شست و ششم! خوب دربی خیلی هیجان انگیزه. لااقل برای من که خیلی! حتی الان که دارم ازش می نویسم هم هیجان دارم!
نتیجه دربی رو هیچ جوره نمی شه حدس زد. یعنی کلا فوتبال ورزش غیر قابل پیش بینیه اما حساب دربی جداست. این بای یکم خاص شده چون در عرض کم تر از یک هفته مربی پرسپولیس عوض شده و شاید این اقدام مدیران پرسپولیس در نگاه اول خیلی غیر حرفه ای باشه! اما شاید یه فایده این کار تزریق انگیزه و هیجان به بازیکنان پرسپولیس باشه!
این دربی یه جورای دیگه هم خاصه و اون داور ایرانی دربیه! بعد از سالها که داوران خارجی این بازی رو سوت می زدند این بار قضاوت دربی به محسن ترکی داده شده! عکس العمل تماشاگرا و بازیکنا بعد از صحنه های مشکوک داوری دربی خیلی حساس و جالب می تونه باشه! ترکی فردا باید از حیثیت داوری ایرانی دفاع کنه! یعنی می تونه؟؟ البته من کلا با داور ایرانی موافق ترم، چون بعد سوتیاش فرار نمی کنه از ایران بره!!!
این بازی برا پرسپولیسا خیلی مهم تر می تونه باشه، چون تقریبا آخرین شانسشونه تا بتونن برای قهرمانی بجنگن! اگه دربی رو قرمزها ببرن شانسشون برای قهرمانی افزایش پیدا می کنه و در غیر این صورت باید تقریبا بی خیال جام بشن.
من کلا به دربی فردا خوش بینم و حدسم برد پرسپولیه! دلیل هم براش ندارم. همین طوری به دلم افتاده! نظر شما راجه به نتیجه فردا چیه؟
در ادامه بحث گذشته من يه مطلب تو سايت روزنامه دنياي فوتبال ديدم كه بد نديدم كه شما هم ببينيد. البته من با خيلي از بخش هاي اين متن موافقم و بخشي از حرف من هم، از اول همين بوده!!
فردوسی پور برنامه اش را در حد اصرار به یک اشتباه داور محدود می کند و ورزشگاه اصفهان نیمه کاره می ماند ، فردوسی پور از بیینندگان میلیونی خود ذوق می کند و کسی به نتیجه انتقال تیمها از تهران به شهرستان و تبعات مثبت یا منفی آن کار ندارد .تمام روزنامه ها یک هفته تمام از 90 طرفداری می کنند ولی کسی از پروژهای ناتمام سازمان ورزش حرفی نمی زند .. و قطر نامزد میزبانی جام جهانی می شود...
شاید عادل و دوستانش توان استفاده از برنامه 90 را در پیشبرد اهداف کلان ، ندارند درست است که حاشیه فوتبال جذاب است و به جذب مخاطب کمک می کند ولی اکنون مخاطبان و دیدگاه آنها نسبت به فوتبال و مسائل مربوط به فوتبال تا 10 سال پیش بسیار تغییر کرده است اکنون مخاطب فوتبال فراتر از یک خطای پنالتی فکر می کند او به رشد فوتبال نیز علاقمند است او روی تعداد پروژه های ورزشی انجام شده حساس شده است و مراحل تکمیل آن را پیگیری می کند و دنبال جواب می گردد ولی برنامه 90 از 10 سال پیش تا به امروز به اندازه تفکر مخاطب ما رشد نداشته است و این برای 90 امتیاز منفی حساب می شود البته لازم به ذکر است که برنامه 90 د رچند مورد بسیار عالی عمل کرده است ولی در بین این چند سال نمایش برنامه، کم بوده اند .فردوسی پور در رشد افکار عمومی در جهت بحثهای پایه ای فوتبال خوب عمل نکرده است ولی به عنوان مثال میتوان گفت دانش داوری را دربین مخاطبان بالا برده است و این یکی از ویژگیهای مثبت برنامه اش بوده است.
به عقیده نگارنده فردوسی پور باید در ادامه برنامه اش از مشاوران قوی استفاده کند.
فردوسی پور از اینکه افراد دیگری را خارج از کادر فعلی در تهیه برنامه اش شرکت دهد نباید هراسی داشته باشد چون هر چه که به کیفیت برنامه اش افزوده شود به نفع خودش است .تغییر دکوراسیون و انجام مسابقات sms مختلف راه پیشرفت این برنامه نیست . او و صدا و سیما فکر می کنند سازمان ورزش را به چالش کشیده اند ولی این چالش در سطح برنامه بازیهای لیگ برتر و انتخاب داوری مانده است نگارنده سطور به شدت اعتقاد دارد ایده های عادل فردوسی پور برای رشد برنامه 90 تمام شده است یا لااقل کارایی ندارد او نیاز مبرم به ایده هایی در خارج از کادر فعلی 90 و دوستانش دارد.
اگر ترس عادل فردوسی پور از اول نبودن باشد باید فاتحه برنامه اش را خواند و سازمان ورزش هم هیچ نیازی به جنگ رسانه ای برای مصادره برنامه اش ، با او نخواهند داشت .شاید به قول معروف عدو شود سبب خیر و این اختلاف سازمان با برنامه 90 باعث شد تا افکار رسانه ای و عمومی به این برنامه و مختصات آن دقیق تر نگاه کنند و ضعفها و توانمندیهایش بیشتر به نقد کشیده شو د عادل فردوسی پور باید به اول نبودن هم عادت کند او باید به این فکر کند که برنامه اش اول باشد نه خودش ....ترس عادل از این موضوع به ضرر خودش تمام خواهد شد.
سلام
تو اين دو هفته قبل، سورژه اصلي همه روزنامه هاي ورزشي و خبرگزاري ها و همه جا برنامه 90 بود. البته همه از برنامه 90 و عادل فردوسي پور حمايت و تعريف مي كردند. البته فكر كنم علتش اين بود كه مخاطب عادل، علي آبادي و سازمان تربيت بدني بود و شايد اين باعث شد كه انتقادات از عادل و 90 در حاشيه قرار بگيره! اما من مي خواستم نظر خودم رو راجع به 90 بگم. من مي خواستم بگم كه جديدا از عادل فردوسي پور متنفر شدم. آره من بدم مياد ازش! البته من نمي گم كه اين برنامه تعطيل بشه! اصلا...! چون به نظرم اين تنها برنامه انتقادي تلويزيون ايرانه و بايد به كارش ادامه بده!! اما به نظر من عادل بايد خوشو اصلاح كنه! نبايد از قدرتي كه مردم بهش دادن سوءاستفاده كنه!!
زماني كه يه برنامه اينقدر بيننده داره، خوب مسلمه كه تهيه كننده اين برنامه چه قدرتي نصيبش ميشه! تازه اين برنامه يه مجري توانا داره و هدفش هم نقده! اما به نظر من، عادل تو اين يكي دو سال اخير، بيشتر از اينكه به فوتبال كمك كنه به حاشيه فوتبال كمك كرده و به فوتبال ضربه زده! به نظر من عادل الان داراي چنان قدرتي هست كه مي تونه سرنوشت ليگ ما رو عوض كنه! و اين قدرت اگه ازش خوب استفاده نشه همين نتيجه رو ميده كه الان داريم.
عادل به نظر من بر خلاف اسمش عادل رفتار نمي كنه! عادل تنها كسايي رو زير سوال مي بره و ازشون انتقاد مي كنه كه خودش ازشون خوشش نياد و يا قدرت انتقاد ازشون رو داشته باشه! نمونه بارزش امير قلعه نوييه! بعد از اون انتقادي كه بعد از جام ملتها داشت و پيامد خوبي براش نداشت! امسال اصلا جرات نزديك شدن به اون رو به خودش راه نميده! اما در عوش آدم هاي بي لابي و مظلومي چون قطبي و جلالي و ...
من از عادل فردوسي پور متنفرم چون:
1) مهم ترين دليل رفتن امپراطور، حاشيه هاييه كه فردوسي پور درست كرد.
2) تو رفتن دي كارمو و هو كردن يه جوون 20 ساله تو ورزشگاه مقصر اصلي بود! اصلا بقيه خارجي هاي ليگ ما سالي 100 تا گل مي زنن؟
3) پارسال هميشه تلاش كرد تا رابطه استيلي و قطبي رو بيشتر به هم بزنه!!! اما نشد..!
4) بيشتر از اينكه انتقاد سازنده بكنه، به فوتبال ما حاشيه تزريق مي كنه!
5) راي خودشو به بيننده تحميل مي كنه!
6) جرات انتقاد از بعضي هارو نداره!
7) اصلا عادل نيست! قرارداد قطبي رو پيرهن عثمان كرد! در حاليكه امير قلعه نويي امثال 550 ميليون از استقلال گرفته و حاجي مايلي 450 ميليون، اما جرات داره بپرسه چرا؟؟؟
سلام
بالاخره انگاری دارم فارغ التحصیل میشم. البته از کارشناسی!! یعنی بالاخره تونستم نزدیک 30-20 تا امضا جمع کنم. گیر ندین که چرا اینقدر دیر. چون استاد پروژه من نزدیک 1 ماه مکه بود و قبلشم درگیر انجم کامپیوتر. اما من در حین این امضا جمع کردن ها به خیلی نتایج جالبی رسیدم که شاید برا کسایی که هنوز فارغ التحصیل نشدن جالب باشه (حتی اونایی که فارغ شدن هم شاید بد نیست بخونن!!)
اولا: خیلی کاراست که از دانشگاه و دانشجو مهم ترن. مثلا مکه رفتن. اینو که دین هم گفته!!!! اصلا 1 ماه که هیچی شما می تونین کار مردم (دانشجو که جزء بی ارزش ترین دسته های مردم طبقه بندی میشه) رو ول کنین و برین دنبال عبادت! خوب معلومه که عبادت از کار مردم مهم تره!
ثانیا: کارای دیگه ای هم هست که از دانشجوهای دانشکده مهم تره! مثل ساختمون سازی و یا واحد بین الملل! خوب معلومه که یک نفر در وجهه اول باید فکر رفاه خودش و خانوادش باشه تا دانشجو ها (بی ارزش ترین نوع انسان)!! و خوب معلومه که نونی که تو ساختمون سازی و پولی که تو بین الملل خوابیده، خیلی بیشتر از دانشجو و دانشگاه دولتیه!
ثالثا: بعضی از امضا ها هستن که صرفا گرفته میشن بدون اینکه فلسفه ای داشته باشن و اینکه امضا دهنده و یا امضا گیرنده بدونن چرا باید این امضا گرفته بشه! تنها فلسفه های قابل حدس اینه که این امضا رو گذاشتن که 1)دانشجو رو اذیت کنن و 2)دانشجویان رو با بخش های مختلف دانشگاه، قبل از فارغ التحصیلی، آشنا کنن! مثل امضا از بخش نظارت و ارزیابی دانشگاه و...
رابعا: واقعا فارغ التحصیل شدن 10 برابر ورود به دانشگاه دردسر داره
خامسا: فارغ التحصیلی خیلی خوبه چون صرفا بعضی از مشاغل در دانشگاه فقط و فقط برای همین منظور نون میخورن مثل مهر زننده واحد نظارت و ارزیابی دانشگاه و...
سادسا: انتخاب استاد راهنما از انتخاب رشته و حتی از انتخاب همسر مهم تره! عدم دقت در انتخاب استاد راهنما می تونه فارغ التحصیلی شما رو حداقل 6-5 ماه عقب بندازه!
سابعا: در موقع انتخاب موضوع پروژه نباید به هیچ وجه جوگیر شد!!!!



